تبليغاتX
پاسارگاد

 شکست ارتش بزرگ و قدرتمند روم از ایران درست در زمانی روی داد که کشور ایران تازه به آرامشی نصبی رسیده بود .دیر زمانی نگذشته بود که اشکانیان به هرج ومرج 150 ساله ی پس از حکومت هخامنشیان که اسکندر آغازگر آن بود پایان داده بودند ، دولت آنان هنوز مرکزی نبود و قدرت چندانی نداشت، ولی در برابر ارتش روم ارتشی مقرور و نیرومند بود ،اروپای شمالی و مرکزی،بخش بزرگی از آسیای صغیر و سرزمین هایی در خاور همچون سوریه و فلسطین را از آن خود کرده بود وآمده بود تا ایران و ارمنستان را که پادشاه روم علاقه ی خاصی به آن داشته است نیز به این امپراطوری خود بیفزاید ولی

نا آگاه از ایرانیان، که به این سادگی تن به شکست نمی دادند.نخستین جنگ در ((کاره)) در می گیرد .کاره سرزمینی است در شمال بین النهرین. سپهبد سورنا سردار بزرگ ایرانی برای جنگ با کراسوس رومی آماده شده است.

 

 

جنگ  آغاز می شود وپس از چندی پایان می یابد نتیجه ی این نبرد مرگ کراسوس کشته شدن20هزار لژیون رومی و اسیر شدن10هزار لژیون از ازتش 40 هزار نفری کراسوس است.به گفته ی پلوتارک رخداد نگار یونانی از میان 10هزار لژیون برجا مانده،تنها شمار اندکی زنده ماندند و بسیاری از آن ها در بیابان ها نابود شدند.اما چیزی که در این نبرد مهم است شیوه ی نبردی است که سورنا در برابر لژیون های کارآزموده و سراپا مسلح رومی پیش گرفته است.لژیون های رومی سپرهای بزرگ وکلفتی داشتند که در پشت آن پناه می گرفتند ونیزه های قوی و بلندی به درازای 5/2 تا 5/3 متر  داشتند که اجازه ی نزدیک شدن به کسی نمی داد.هنگامی که لژیون های رومی آرایش نظامی می گرفتند یا به اصطلاح به درون لاک می رفتند دیگر نه تیر و زوبین و نه شمشیر بر رویشان کارگر بود و این شیوه ای بود که رومیان با آن توانسته بودند نیمی از جهان را بگیرند. در این میان سورنا از شیوه ی  جنگ وگریز بهره می گیرد،شیوه ای که امروز به جنگ های پارتیزانی معروف است شیوه ای که لژیون های رومی را مجبور می کرد از لاکشان بیرون آیند و این به معنی باز شدن وشکست است.شیوه ی جالبی که سورنا به کار برد هنوز هم کاربری دارد.به دستور سورنا،سواران ایرانی،کهنه لباس هایی بر روی لباس های رزمی خود پوشیدند.کراسوس از فرات گذشته و آماده ی درگیری است در برابر خود سپاهی می بیند که به چشم او وحشی و ژنده پوش است. لژیون ها که شکست چنین سپاهی را ساده می بینند از لاک دفاعی خود بیرون می آیند.لشکر زرهی سورنا آنگاه که به نزدیک لژیون ها می رسد کهنه لباس های خود را از تن می کنند. ولی رومیان دیگر فرصتی برای آرایش نظامی ندارند،از لاک خود بیرون آمده اند وکاملا آسیب پذیرند.با مرگ کراسوس و شکست رومی ها، ضربه ی سختی به آنان وارد می شود،شکستی که برای این امپراتوری پذیرفتنی نیست.

 

 

بنابر این یکی از بزرگ ترین جنگ های میان رومیان واشکانیان در سال 36 پیش از میلاد برای جبران شکست های پیشین روی می دهد.113هزار سرباز کارآزموده به فرماندهی مارکوس آنتونیوس بر آن شده اند که مزه ی شکست را به ایرانیان بچشانند.پیش از آغاز جنگ آخرین در خواست آکتاویوس،امپراتور روم که خواهان پس دادن پرچم های سربازان شکست خورده ی رومی در جنگ کاره از سوی مجلس مهستان رد می شود.در جنگ تازه،نیروهای ایرانی به فرماندهی فرهادچهارم از یوروش های تند و پی در پی سواره نظام سبک اسلحه به میدان جنگ ویژه ، و رها کردن آنان در چنگ دلیر مردان ایرانی سود می بردند.در پایان ارتش بزرگ روم با دادن 24هزار کشته وهزاران اسیر، وادار به فرار می شود.رویداد نگارانی که خود جنگ میان مارکوس و فرهاد چهارم را دیده اند،چنین نوشته اند((مارکوس آنتونیوس که زیر ضربات سواره نظام ایران قرار داشت، پس از آخرین عقب نشینی که به او اجازه داده شد از راه دریای سیاه به روم بازگردد،از فشار لژیون های  شکست خورده اش و با دیدن آشفتگی سربازان خسته و گرسنه ی رومی،به گریه کردن واشک ریختن افتاد.))این جنگ وشکست رومی ها چنان درسی به آنان دادکه درگیری ها بر سر ارمنستان،که پادشاه آن باید که شاهزاده ی ایرانی می بود، پایان گرفت و تا 71 سال پس از آن میان  ایران و روم برخورد نظامی چشمگیری روی نداد.این پیروزی سبب آن شد که ایرانیان دوباره بر بین النهرین و سوریه شهریاری کنند.ایرانیان در این جنگ ها مدافع بوده اند،ایرانیان چندان انگیزه ای برای این جنگ ها نداشتند،تنها آرمانشان دفاع از خاک سرزمینشان بوده است و همین سبب این شده است که ایرانیان هرگز  مزه ی تلخ چیرگی رومیان بر خود را بچشند.ایران و ایرانی را باید شناخت،نیرومندی اش را باید دید تا سودای یوروش به این سرزمین اهورایی ودلاور خیز از سر بیرون شود.به دشمن این مرز وبوم باید فهماند که تاریخ ایران را بکاود و ببیند که دلاورمردان وشیر زنان ایران چگونه دشمن را به خانه ی خود بازگردانده اند.باید به دشمن فهماند که فرزندان ایران همواره ایستاده اند."جاودان باد این این خاک اهورایی

متن های تاریخی برگرفته از کتاب "100جنگ مهم تاریخ" نوشته ی علی غفوری

+ نوشته شده در بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 23 توسط پژمان |

در جنوب شرقی ایران در استان کرمان  شهری به نام جیرفت قرار گرفته است.این منطقه از  سه طرف  به کوهستان های  4000 هزار متری منتهی می شود و همین شرایط فیزیکی خاص موجب شده است، باستان  شناسان  کمتر  توجهی به این بخش  داشته  باشند. در سال 1380 در پی بارانی شدید مردی از روستاهای اطراف، گلدان حجاری شده ای  را می بیند که در آب باران حرکت می کند. مردم فردای  آن روز به آن منطقه  حمله ور می شوند تا از  گنجی  که خدا به آن ها هدیه داده بهره مند شوند. روستاییان  جنون وار به کاوش پرداخته و منطقه را زیر و رو  کرده اند. بنا برگفته ی مجید زاده باستان شناس ایرانی دراین منطقه ی با ارزش،   گوری نمانده بوده است که زیر و رو نشده باشد، منطقه ای که نخستین  تمدن جهان در آن جا شکل گرفته است  اکنون بیش از صد چاه در جای جای آن دیده می شود که توسط قاچاقچیان به وجود آمده است . بسیاری از اشیاء گرانبهای آن به تاراج رفته است ، مجید زاده در ضمن جمع آوری این اشیاء چنین می گوید: کودکان روستایی در ازای خودکاری که از من می گرفتند برایم اشیاء کشف شده می آوردند و من به آن ها می گفتم اسم تان را در موزه ی جیرفت ثبت خواهم کرد.این شاید سر آغازی برای توجهی ویژه به این منطقه بود.سرانجام در سال 1383 کاوش این منطقه به صورت رسمی آغاز شد.چندی بعد تمدنی از زیر خاک بیرون آمد که  جهان را تکان داد گلدان های کشف شده در این مکان سبکی بی نظیر از سیر پیشرفت انسان را به نشان می گذاشت که جای هیچ شک و تردیدی را برای باستان شناسان بر قدمت و ظرافت فرهنگ هلیل رود باقی نمی گذاشت. به نظر می رسد که فرهنگ وتمدن هلیل رود به طور مستقل از تمدن  بین النهرین و در هزاره ی سوم پیش از میلاد پا به عرصه ی وجود نهاده است وبه این ترتیب حتی از آن تمدن هم چند سده تقدم زمانی دارد. این همان موضوعی  است که تاریخ را تحت تاثیر قرار می دهد.شاید اگر اطلاعات مربوط به این تمدن در جلسه ی باستان شناسی منتشر نمی شد برخی گمان می بردند که این فریبی بیش نیست.ولی ژان پرو،ریاست افتخاری بخش تحقیقات CNRS که در فاصله ی 1978_1969 میلادی در شوش به حفاری پرداخته است،کشف این آثار را مانند بمبی دانسته است که جهان را به تکان درآورده است.وی می گوید :منطقه ای که بیشتر تصور ما بر آن بود که کسی جز چادرنشینان و گله های دام آنها در آنجا سکونت نداشته اند،به واقع قلب تمدنی  بوده است که به شکل شگفت انگیزی پیشرفته بوده است در این منطقه جمعی انبوه زندگی می کردند که دارای سلسله مراتب اجنماعی بودند آن ها نگرشی خاص به جهان داشتند که موجب  شده بود که به دیدگاه سومریان حسادتی نداشته باشند.از این پس باید جیرفت را مبدا تاریخ دانست و سایر تمدن ها به استناد به آن سنجید.

کاوش دوباره ی جیرفت باستانی

باستان شناسان معتبر جهان آبان ماه امسال به ایران  می آیند تا پنجمین فصل کاوش های باستانی خود را در  حوزه ی هلیل رود و محوطه ی باستانی آغاز کنند. نادر سلیمانی مهم ترین  دستاور های کاوش های اخیر را کشف یک کتیبه مربوط به نیمه ی نخست هزاره ی سوم قبل از میلاد دانست.این کتیبه سندی بود برای از بین بردن  تردید باستان شناسان،این لوح خطی در پی کاوش های علمی در محل "تپه کنار صندل جنوبی"یافت شد که کمک شایانی در جهت اثبات وجود این تمدن کرد. دیگر در کتابهای تاریخی جهان به سادگی از جیرفت ایران به نام تمدنی بزرگ یاد می کنند. به گفته ی ایرنا این تنها لوح خطی است که طور کامل یافت شده است.این لوح خطی دارای 5 سطر و در هر سطر دارای 12حرف است این لوح به منظور رمز گشایی به نزد خط شناسان معروف دنیا ارسال شده است، که به عقیده ی کارشناسان به احتمال زیاد یک فرمان شاهی است که سال ها در زیر خاک مدفون بوده است. کارشناسان جهان تا کنون برای اثبات وجود یک تمدن باستانی در این مکان  تنها نبود خط را بهانه قرار می دادند که با این یافته دیگر بهانه ای نمی ماند. هالی پیتمن باستان شناس آمریکایی که  در ایران از اعضای تیم باستان شناسی دکتر یوسف مجید زاده بوده است در گفتگویی اختصاصی با میراث خبر در مورد این لوح چنین     می گوید:خط کشف شده در جیرفت شباهتی به  هیچ یک از خطوط کشف شده تاکنون ندارد وبا توجه به جدید بودن و هم دوره ای آن با اختراع خط سومر نشان می دهد ما در جیرفت با تمدنی روبه رو هستیم که می تواند با نخستین تمدن بشری برابری کند ودر کاوش های آینده مسیر تمدن بشری را تغییر دهد این تمدن جزو غنی ترین محوطه های تاریخی  محسوب می شود به طوری  که تا کنون در طول 400 کیلومتر رودخانه ی هلیل رود بیش از 100محوطه ی تاریخی شناسایی شده است.به اعتقاد بسیاری از باستان شناسان بزرگ ایران وجهان جیرفت همان شهر باستانی «اَرَتَ»است که در لوح گلی که در بابل عراق کشف شده  به شکوه آن به عنوان یک تمدن عظیم  اشاره شده است. نکته ی جالب توجه این است که تا کنون در این ناحیه ابزار جنگی یافت نشده است و این خود نمایانگر صلح و آرامش در زمان پادشاهی آن دوران است.وجود چنین تمدنی کل تاریخ را تحت تاثیر خود قرار می دهد و ارزش ایران؛این خاک اهورایی را دو چندان می کند.از این پس در کتاب های تاریخ از جیرفت ایران به نام نخستین تمدن بشری یاد می شود.

جاویدان باد ایران،این خاک اهورایی

+ نوشته شده در هشتم مرداد 1387ساعت 23 توسط پژمان |