در این روزها مدرسه ی چهارباغ اصفهان، این بنای گرانمایه مورد بی توجهی قرار گرفته است. گذر کامیون های سنگین ،آلودگی صوتی و آب و هوایی و پوسیدگی ملات، مدرسه ی چهارباغ را سخت آزرده است. 5سالی است که سازمان میراث فرهنگی اصفهان، تصمیم به جابه جایی کاشی های فرسوده ی گنبد این مدرسه و جایگزینی آن کرده است. اما همین بازسازی ناشیانه که گویی در بازساری بناهای ایران جاودانه شده است، سبب خرابی بیش از پیش این بنای ارزشمند شده است.این در حالی است که این بنا، به خاطر انواع و طرح های مختلف کاشی از آن با نام " موزه کاشی کاری اصفهان" نام می برند،در همین حال، آخرین بنای تاریخی شکوهمند برجای مانده از دوران صفوی است که باغی زیبا با درختان کهنسال چنار و "مادی فرشادی" را در دل خود جای داده است. معماری چشم نواز، کاشی کاری زیبا ، طراحی دلفریب گنبد با ارتفاع 38 متر و گلدسته ها با ارتفاع 36 متر، دری با طراح های آمیخته از قلمزنی و طلاکاری و نقره کاری، منبر یکپارچه مرمرین، خوش نویسی بر کاشی ها و پنجره های چوبی آلت بری شده، از ویژگی های برجسته این گنجینه تاریخی است که به وسعت 12000 متر مربع با 121 حجره در بدنه شرقی خیابان چهارباغ عباسی به خواست مادر شاه سلطان حسین در سال 1092 خورشیدی خوش نشسته است.جای شگفتی است، هنگامی که می شنویم سال ها پیش ( 1233 خورشیدی ) ژوزف آرتور گوبینو ( Gobineau ) نویسنده و سیاست مدار فرانسوی ( نویسنده کتاب تاریخ ایرانیان طبق آثار شرقی، یونانی و لاتین ) به هنگام بازدید از مدرسه چهارباغ، چنان دل به زیبایی های آن می سپارد و در پیشگاه هنر سازندگان آن سر خم می کند که به فرزند خویش می گوید: " مبادا در حیاط مدرسه بدوی که از پژواک گام هایت لرزشی ایجاد شود و تکه ای از کاشی های آن سست شود و فرو افتد"

حسن روانفر معاون حفظ و احیای سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی استان اصفهان برای توجیه این گونه کوتاهی ها برای بازسازی های این آثار گران بها، با بیان این که ما همه ی تلاش خود را برای بازبینی سالیانه از بناها به کار بسته ایم،چنین می گوید:شوربختانه گستره ی کار آن قدر زیاد است که توانایی بازرسی کامل ممکن نیست. وی با اشاره به ریشه های اصلی این رویداد می گوید: مهم ترين مشكل ما بودجه است و بعد كمبود نيروی کاردان.وی شوند این دیر کرد ها در کارهای مرمت را کمبود بودجه می خواند و می گوید:" بودجه ای كه هم اكنون استفاده می شود از محل اعتبارات كلی مرمت بناها يا مسجد ها است و به دنبال ضرورت مرمتی كه در يك بنا به وجود می آيد، استفاده می شود.می بینیم که حتی بودجه ای جداگانه نیز برای بازسازی آثار تاریخی وجود ندارد و این خود جای افسوس دارد.چند سال پیش تعدادی از كاشی های بيرونی مدرسه چهارباغ فرو ريخت .اين رویداد پيش تر در چند جای ديگر هم رخ داده بود كه به ناگاه گستره ی زيادی از كاشی ها باهم فروريخته بودند. فروريختن كاشی های مدرسه چهارباغ به گفته يكی از كارشناسان ميراث فرهنگی به، به کار نبستن الگو های کاری ميراث فرهنگی مربوط بوده است.اما به راستی چرا باید این نادیده گرفتن ها به وجود آید چرا باید به چنین بناهای ارزشمندی بی توجهی شود.هنوز پس 5 سال داربست ها بر روی گنبد این بنا دیده می شود و ما امیدواریم که به زودی این گنبد از همزیستی با آن ها رهایی یابد.

اين كارشناس درباره ی سبب فروریختن کاشی ها می گويد: مشكل از آنجا آغاز شد كه در حجره بالايی، كولر آبي گذاشته شده بود و آب به تدريج در كاشي رخنه كرده و سبب پوسيده شدن گچ ملات آن شده بود!! این رویداد در سال 1384 به وجود آمده است و اکنون که 3 سال از آن می گذرد دگرگونی زیادی در بازساری این بنا دیده نمی شود.پس از جابه جا کردن چند پیمانکار به سبب نقطه ضعف های گوناگون و پرداخت نشدن بودجه،بازسازی گنبد مدرسه چهارباغ هنوز هم به فرجام نرسیده است و وضع بدی را پشت سر می گذارد. شور بختانه گاه ديده می شود كه بازسازی های دور از الگوهای کاری روشن و استفاده از شيوه های نادرست سبب نابودی کاشی ها شده است. برای نمونه برخی می پندارند كه استفاده از ملات سيمان به جای آجر، شوند پایداری بيشتر می شود، اما ناسازگاری جنس سيمان با كاشی و تفاوت ضريب انبساط طولی آن با گچ و آجری كه در باقی بنا به كار رفته، سبب آن می شود که پس از مدتی كاشی و سيمان باهم فرو بريزند.اين درحالی است كه كاشی ای كه به سيمان چسبيده كاملاً خرد می شود و در صورتی كه كاشی اصل باشد به هيچ گونه مرمت پذير نيست. در حالی كه در ملات گچ، كاشی به راحتی از آن جدا شده و می توان بعد از مرمت دوباره همان كاشی اصل را استفاده كرد. نجف پوربا اشاره به كاشی های ۷۰۰ ساله ای كه هنوز پایدار مانده اند، مي گويد: هيچ ملاتی برای كاشی بهتر از گچ نيست. كارشناس ديگری در اين باره می گويد : چند سال قبل گستره ی زيادی از كاشی های ايوان شمالی مسجدجامع در تکه های بزرگ به وزن نزدیک به يكصد كيلوگرم به همراه ملات از ارتفاع شش متری پايين ريخت. اين كارشناس می گويد: سبب اين بود، كه سی سال قبل برای مرمت اين كاشی ها از ملات سيمان استفاده كرده بودند. اما به گفته وی امروزه در كارهای مرمتی كه زير نظر سازمان ميراث فرهنگی انجام می شود و طرف قرارداد پيمانكار ميراث فرهنگی است، اجازه استفاده از سيمان برای ملات داده نمی شود. اما در كارهای مرمتی كه اداره اوقاف يا شهرداری انجام دهد چون هزينه آن را ميراث فرهنگی پرداخت نمی كند گاهی کار های خودسرانه ای مشاهده می شود. اين درحالی است كه به گفته اين كارشناس، همه نهادهای درگير با بناهای تاريخی اگر قصد مرمت بنا يا اثری را دارند بايد حتماً با سازمان ميراث فرهنگی هماهنگ شوند.اگر به این کار جامه ی عمل نپوشانندکارهایشان به نابودی بناها منجر می شود. اگرچه حسن روانفر، معاون حفظ و احيای سازمان ميراث فرهنگی می گويد: تا آنجا كه من به خاطر می آورم و به زمان مديريت و حضور من در ميراث فرهنگی بازمی گردد، هيچ وقت از ملات سيمان برای مرمت كاشی ها استفاده نشده است.
اما عامل مهم ديگری كه منجر به تخريب كاشی ها می شود، آلودگی های صوتی و آب و هوايی به ويژه باران های اسيدی است. آلودگی های صوتی بارها ، شوند ريزش كاشی ها و باران های اسيدی و ذرات ناشی از آلودگی هوا، كه بر روی كاشی ها نشسته، شوند خوردگی كاشی شده است. نجف پور می گويد: شوربختانه لرزش ناشی از هواپيماهايی كه درارتفاع پايين حركت می كنند برای این بناها نابودی به بار می آورد.اين در حالی است كه به گفته ی وی بر اساس مقررات، ارتفاع هواپيما در هنگام جابه جایی از بالای بافت و بناهای تاريخی بايداز ۷۰۰ پا بيشتر باشد. وی به نمونه های ديگری از جمله برگزاری مراسم و آيين های مختلف در ميدان نقش جهان و استفاده از بلندگوهای پر قدرت اشاره می كند و می گويد : البته به تازگی ميراث فرهنگی توافقاتی با ديگر سازمان ها انجام داده است. برای نمونه در نماز جمعه از بلندگوهای كم قدرت استفاده می شود. وی درباره تأثيرات آلودگی آب و هوا نيز می گويد: حتی اگرPH ( پ هاش ) اسيدی نزديك به خنثی يا كم باشد باز بر روی لعاب گچ بی تأثير نيست.با اين حال به گفته يك كارشناس سازمان ميراث فرهنگی، در صورتی كه در مرمت كاشی ها به چهار عامل همگن بودن مصالح، استفاده از كمترين دخالت در كار، توجه به خاصيت برگشت پذيری و هماهنگی استادكاران سنتی با كارشناسان توجه شود می توان به ميزان زيادی تخريب را كاهش داد.او درباره عامل اخيرمی گويد: در بسياری از موارد، سپردن كار به دست استادكارانی كه آموزش آكادميك نديده اند موجب تخريب بيشتر می شود. وی می گويد: در برخی موارد استادكاران براي جا به جا کردن يا مرمت قطعه ای، مساحت زيادی از كاشی را جمع آوری يا تخريب می كنند در حالی كه با روش های درست مرمتی مي توان بدون آسيب رساندن و يا تعويض ديگر قسمت ها فقط همان بخش كوچك را مرمت كرد.در بازسازی گنبد مدرسه ی چهارباغ این روش به روشنی نمایان است.
چنان که در عکس زیر سطح از دست رفته ی کاشی ها را در بالای گنبد می بینید
اما با همه آن چه گفته شد اکنون به این راهکار ها عمل می شود؟ آیا از آثار باستانی ما به درستی پاسداری می شود. امید است با نگاهی ژرف تر به گذشته و فرهنگ ایرانی پاسداری پیشتری از آن ها شود.
"با سپاس بسیار از
کمیته ی بین المللی نجات پاسارگاد که در کارهایمان پیوسته حامی و پشتیبان ماست"
متن کامل تر این نوشته در کمیته ی بیت المللی پاسارگاد با عکس های بیشتر قرار گرفته است.
دوستاران می توانند به لینک بالا بروند و از آن آگاه شوند .