افزون بر لوحه های سنگی و لوحه ی های گلی،750 خشت گلی دیگر با اندازه ی تقریبی 2 در 4 در 8 سانتی متر به زبان عیلامی نیز،ضمن خاکبرداری گستره ی تخت جمشید به دست آمد که بسیاری از تاریکی های تاریخ هخامنشی را روشن نمود.لوحه های نام برده در سال 1937 به تقاضای بنگاه شرقی دانشگاه شیکاگو و موافقت دولت ایران به امریکا برده شد و 84 لوحه ی آن که نسبتا سالم و قابل ترجمه بود ، توسط پروفسور ژرژ کامرون استاد دانشگاه شیکاگو خوانده و با عنوان الواح گلی تخت جمشید منتشر گردید . الواح گلی پس از بازگشت به ایران به موزه ی ایران باستان برده شد.برگردان این لوحه ها موارد زیر را روشن ساخت:
الف)شاهان دادگستر هخامنشی،برای ساختمان های خود چه در تخت جمشید و چه در دیگر جاها،به گارگران اعم از هنرمندان یا کارگر معمولی مرد و زن،پسر یا دختر،دستمزدی متناسب با درجه ی مهارت و هنروری می پرداختند.این دستاورد مهم باستان شناسی فرضیه ی پاره ای از خاور شناسان که بر این باور بودند که کاخ های تخت جمشید و شوش و ... به دست بردگان و اسیران به گونه ی بیگاری ساخته شده باطل و مردود ساخت.
ب)ملیت کارگر در هر لوحه بیان شده که پارسی،مادی،مصری،ساردی،بابلی و یا...بوده ست.
ج)پرداخت با پول نقره(کارشا=معادل 83 گرم نقره) انجام می گرفته است.البته در طول ماه یا هفته ،آرد،گوسفند و شراب و به طور مساعده به کارگران داده می شده که در زمان پرداخت دستمزد وی کسر می شده است.
د)نام برخی از شهرها از قبیل شیراز، فسا و نی ریز در لوحه ها بیان شده است.نکته ی مهمی که از مفاد این لوحه ها برداشت می شود،انصاف و کارگر نوازی شهریاران هخامنشی است که با وجود آن که کارگزان اعزامی را مناسب کارندیده،و از وجود آن ها کاری از پیش نرفته بود ، دستمزدشان را به میزانی که به سایر کارگران مشغول کار داده می شد، پرداخت می نمودند. اندوختی مرخصی و بیمه ی بی کاری آنان دقیق محاسبه و پرداخت می شده است.حتی صورت پرداخت دستمزد کارگران نیز کشف شده و مادران کارگر در ساعاتی می توانستند به فرزندانشان شیردهند و آنها را تیمارکنند.در ایران آن روز به رسم کوروش بزرگ ، برده و برده داری مجاز نبوده است و همه ی انسان ها دارای حقوق محترم و روزی مشخص نزد پروردگار بودند.فرهنگ والای ایرانیان هیچ گاه حق استفاده انسانی رابه عنوان کنیز و برده نمی داد و حرمت انسان ها را حفظ می کرد.