ایران درگذر تاریخ دستخوش رویدادهای فراوانی شده است. از حمله ی اسکندر ملعون گرفته تا حمله ی اعراب شاید.نخست به سراغ حمله ی اعراب می رویم که پیشنهاد می کنم با خواندن کتاب هایی مانند کتاب بی نظیر (دو قرن سکوت نوشته ی دکترعبدلحسین زرین کوب)به حقیقت آن پی ببریم. در این کتاب دو قرن سلطه ی اعراب را به دو قرن خاموشی فرهنگ تشبیه می کند.اعراب وقتی به هر شهری از ایران می رسیدند برایشان فرقی نمی کرد، حال آن شهر پایتخت باشد یا غیر پایتخت هرچه از فرهنگ ایرانی بود، نابود می کردند کتاب های با ارزش, آتشکده ها, موبدان وحتی زن های ایرانی را به تاراج می بردند. یکی از دلایلی که ما به ندرت کتابی یا تاریخ نوشته ی ایرانی داریم همین نابودی ها ست چه درزمان اسکندر و چه در زمان اعراب.اعراب تنها برای چپاول و غارت به ایران حمله کردند و به نام دین هر کاری که خواستند در ایران کردند، ما ایرانیان تابان سختی برای مسلمان شدن داده ایم.پس ازتسلط اعراب و تثیت شدن آیین اسلام هنوز ریشه های ایرانی درکشور حفظ شد و در روستا ها و شهرهای کوچک آیین زرتشت نسل در نسل حفظ گردید. و در شهر های بزرگ هم کسانی که مسلمان شده بودند احکام دین را در ابتدا به زبان فارسی انجام می دادند و نماز را فارسی می خواندند و به قولی اسلام را، صورت ایرانی داده بودند ولی به تدریج این آداب به حالت کنونی تغییر یافت.برگردیم به عقب تر در زمان حمله ی اسکندر ملعون, این فرد وقتی وارد ایران شد چنان تحت تاثیر فرهنگ و عظمت ایران قرار گرفت که به قولی ایرانی شد جامه ی ایرانی پوشید زن ایرانی گرفت. وی وقتی به پاسارگاد آرامگاه کوروش رسید از نابودی آن صرف نظرکرد این منصرف شدن به خاطر وصیت نامه ی کوروش کبیر در پاسارگاد بوده است که متنی قوی وتاثیرگذارداشته است. ولی شخصیت آلوده و اهریمنی این فرد طاقت دیدن این همه زیبایی وشکوه ایران را نداشت .در امپراطوری ایران به غیر از پاسارگاد به هر شهری که رسید آن را به آتش کشید؛شهرهایی مانند سارد و شوش که آتش گرفتن بی نصب نماندند. وی حتی مادر وخواهر داریوش سوم آخرین پادشاه هخامنشی را که درخارج از پایتخت و در بابل بوده اند را به ازای تسلیم حکومت ایران به اسارت می گیرد. او حتی خواهر شاه ایران را به همسری می گیرد تا خود را در میان مردم هم نژاد هخامنشیان جلوه دهد و جامه ی ایرانی پوشیدن وی هم به همین بهانه بوده است. در کل تاریخ ایران مادر هیچ جا نمی خوانیم که ایران به سادگی و بی مقاومت تسلیم چیزی شده باشد و یا چیزی را به سادگی قبول کرده باشد ،موضوعی که از این باب اهمیت دارد این است که ایرانیان هر چیز یا هرکس را وارد فرهنگ خود می کردند به آن آب و رنگ ایرانی می دادند چه اسکندر ملعون که نهایت سعی خود را کرد تا خود را ایرانی جلوه دهد و چه دین یا فرهنگ تازه و یا هر چیز دیگر و این خاصیت ایرانیان است.